خرید بک لینک

حکايت اين روزهاي روستاي ما حکايت خيلي از روستاهاي کشور است ،به عنوان مثال کشاورز هست که عمرش از اداره منابع طبيعي و سال تاسيس آن بيشتر است ،و از همان سالها زميني را آباد کرده ولي به دليل بي سوادي زمينش ثبت نشده و حالا منابع طبيعي آمده و مي گويد حتي خانه هايتان هم روي منابع طبيعي است ،جوري که کشاورز ساده دل شک مي کند خرده نمازي که بعد از خستگي کار روزانه مي خواند آيا صحيح است يا باطل که مثلا نکند در ملک غصبي باشد ! 


آري دوباره خوانين و بچه خان ها زنده شده اند و با داشتن مدارک و ثبت و پارتي هاي گنده براي خود ملک هاي مجزا درست مي کنند دريغ از کار يک کارگر محلي درآن،کارگر افغاني .


کوه کمر و دره را ميگويي که زماني گوسفندي براي چرا مي برديم هم در قرغ منابع طبيعي است ،تو خود بگو جوان روستايي چه بکند .


رودخانه و حفر چاه هم که ديگر بدتر از کوه و چراي دام .


گفته اند شکار براي تفريح حرام است ،اما با مجوز هاي همين منابع طبيعي و شکار باني بيا وببين که تنها کسي که از فرط نداري بايد از اين


 


 

برچسب: مشکلات روستا ها,مشکلات روستا های ایران,مشکلات بهداشتی روستا ها, نویسنده: کسری باقریان تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 14:40

صفحه بندی